شيخ ذبيح الله محلاتى
220
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
جماعت جميع علائم شتر مرا ديدهاند و آن را انكار مىنمايند چون مضر و برادرانش بر افعى وارد شدند مقدم ايشان را بزرگ شمرد و شكايت اعرابى را مطرح نمود مضر گفت ما شتر اين اعرابى را نديدهايم افعى گفت پس چگونه علائم آن را برشمرديد مضر گفت چون من ديدم كه آن شتر همه را از طرف چپ چريده و هر گياه كه از طرف راست او بوده بجاى خود گذاشته ازاينجهت دانستم كه چشم راست او بايد كور باشد ربيعه گفت من از آن گفتم كه دست آن شتر شل است كه اثر كشيدن دست او را بر زمين يافتم و از آن فهم كردم كه بايد دست او شل باشد اياد گفت من از آن دانستم كه بايد آن شتر دمبريده باشد چون شتر هرگاه سرگين بيندازد عادت او چنان است كه دم خود را بجنباند ازاينجهت مدفوع او پراكنده شود و چون سرگين اين شتر در يكجاى جمع به زير آمده بود دانستم كه دم او قطع شده است انمار گفت چون ديدم آن شتر در يك جا كه چريده با بودن علف زياد رفته و در جاى ديگر مشغول چريدن شده است ازاينجهت دانستم كه بايد اين شتر وحشى و فرارى باشد افعى باعرابى گفت برو شتر خود را طلب كن كه اين جماعت شتر ترا نديدند و بر فراست آنها آفرين كرده و از حدت فهم و كياست ايشان تعجب كرد و مراسم مهماننوازى كاملا فراهم نموده و شراب و كباب براى ايشان تهيه كرد و در حجرهء خاص ايشان را بنشانيد و خود به تنهائى از پس در بايستاد تا مقالات اولاد نزار را اصغا نمايد و خيالات ايشان را بازداند چون اولاد نزار جامى از خمر بنوشيدند اياد گفت انگور اين شراب از تاكى است كه در گورستان نشو و نما كرده چون به خوردن كباب دست فرا بردند مضر گفت گوشت اين بزغاله از شير سگ پرورش يافته ربيعه گفت افعى اگرچه نسب خود را با جرهم پيوند داده ولى از مطبخىزادگان است انمار گفت در هر حال كار ما براستى خواهد گذشت و قسمت اموال بر ما نيكو خواهد كرد افعى چون اين سخنان بشنيد روزگار بر وى ديگرگون گشت و بدانست سخنان ايشان جز براستى